<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>نقد آراء و اندیشه‌های عبدالله شهبازی</title>
	<atom:link href="http://shahbazicritic.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shahbazicritic.wordpress.com</link>
	<description>Just another WordPress.com weblog</description>
	<lastBuildDate>Thu, 16 Dec 2010 10:31:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='shahbazicritic.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>نقد آراء و اندیشه‌های عبدالله شهبازی</title>
		<link>http://shahbazicritic.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://shahbazicritic.wordpress.com/osd.xml" title="نقد آراء و اندیشه‌های عبدالله شهبازی" />
	<atom:link rel='hub' href='http://shahbazicritic.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>مطالب دیگران: آیت الله حائری شیرازی یا آیت الله شعرانی؟</title>
		<link>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/shirazi_or_sherani/</link>
		<comments>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/shirazi_or_sherani/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Dec 2009 23:06:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[حائری شیرازی]]></category>
		<category><![CDATA[حسینی الهاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[شعرانی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shahbazicritic.wordpress.com/?p=43</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده این وبلاگ نه با آقای عبدالله شهبازی پدر کشتگی دارد و نه وکیل مدافع آیت الله حائری شیرازی است. سالها در همه جا اعلام کرده ام به واسطه مطالعه کتابهایی همچون «زرسالاران یهودی»، خود را شاگرد آقای شهبازی می دانم. با این حال مدتی است به وضوح مشاهده می شود که آقای شهبازی، حب و بغض های شخصی خود [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=43&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p>نویسنده این وبلاگ نه با آقای عبدالله شهبازی پدر کشتگی دارد و نه وکیل مدافع آیت الله حائری شیرازی است. سالها در همه جا اعلام کرده ام به واسطه مطالعه کتابهایی همچون «زرسالاران یهودی»، خود را شاگرد آقای شهبازی می دانم. با این حال مدتی است به وضوح مشاهده می شود که آقای شهبازی، حب و بغض های شخصی خود را بدون به کار بردن هرگونه ظرافتی، محور تحقیق و نگارش قرار داده اند. متاسفانه، به چشم خود شاهدم که ایشان چگونه با نوشتن هر مقاله جدیدی، اعتبار و مرجعیت علمی خود را نزد دانشجویان و جوانانی که پژوهش در یهودیت و صهیونیسم و فراماسونری، جزو علایق شخصی شان است بیشتر از دست می دهند. بیم آن می رود که با ادامه این رویه، حتی اعتبار کتابهایی همچون زرسالاران ایشان نیز مخدوش شود.</p>
<p>***<br />
القصه، آقای شهبازی در <a href="http://secure.bluehost.com/%7Eshahbazi/pages/Freemasonry_Sassoons4.htm" target="_blank">یکی از مقالات جدید خود</a> تلاش کرده است آیت الله محی الدین حائری شیرازی را یهودی الاصل و یهودی مخفی معرفی کند. نگارنده، وقتی مقاله مذکور را خواند، مهمترین فکت ارائه شده در تایید ادعای نویسنده اش را این جملات یافت:<br />
<span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-family:Tahoma;"><em><strong><br />
«نکته مهم ديگر، که در اين سال‌هاي طولاني بر من نامکشوف بود، تسلط حائري بر زبان عبري و فقه يهود است. چهارشنبه 11 دي 1387/ 31 دسامبر 2008 حجت‌الاسلام و المسلمين سيد معزالدين حسيني‌الهاشمي، برادر همسر حائري شيرازي، در برنامه «سالکان نور»، که از شبکه سه تلويزيون ايران پخش مي‌شود، گفت: <span style="color:#800000;">«علماي علم يهود هر وقت گير مي‌کردند در تورات و ترجمه تورات و لغات عبري به ايشان مراجعه مي‌کردند که مواردي‌اش ثبت شده است.» </span></strong></em></span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><em><span style="color:#800000;"><span style="font-family:Tahoma;"><strong>آشنايي با زبان عبري و فقه يهود امتيازي بزرگ براي علماي شيعه است. اگر حائري شيرازي تسلطي شگرف بر زبان عبري و فقه يهود دارد، در حدي که «علماي دين يهود براي حل معضلات تورات و لغات عبري» به او مراجعه مي‌کنند، که طبق گفته برادر همسرش، آقاي سيد معزالدين حسيني، بايد چنين باشد، چرا در اين سال‌ها بر من پوشيده ماند؟ آيت‌الله شيخ ابوالحسن شعراني (1281- 1352 ش.) در نزد عالمي يهودي عبري فراگرفت. اين را پنهان نمي‌کرد. او از اين دانش خود براي پيرايش تفاسير شيعه از «اسرائيليات» بهره مي‌<span style="font-family:Tahoma;">جست.</span></strong></span></span></em></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-family:Tahoma;"><em><span style="color:#800000;"><span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-family:Tahoma;"><span style="font-family:Tahoma;"><span style="color:#800000;"><em><strong>معهذا، شعراني، به‌رغم مقام شامخ علمي، هيچگاه نمي‌توانست به صرف تلمذ در نزد عالمي يهودي در زبان عبري و فقه يهود به چنان پايه دست يابد که علماي يهود براي حل معضلات خويش در لغات عبري و فقه تلمودي به او رجوع کنند. رسيدن به چنين جايگاهي نيازمند سال‌ها آموختن در نزد اساتيد يهودي و رسيدن به مقام اجتهاد در اين عرصه است. کسي که داراي چنين توانمندي است، و همسنگ با خاخام‌هاي بزرگ بر زبان عبري و فقه تلمودي تسلط دارد، بايد به سرشناس‌ترين عالم حوزه‌هاي شيعه در زمينه يهودشناسي بدل ‌مي‌شد؛ گروهي کثير از شاگردان مسلط بر زبان عبري و فقه يهود تربيت مي‌کرد و عرصه‌اي را بنيانگذاري يا شکوفا مي‌نمود که مورد نياز حوزه‌هاي علوم ديني شيعه است. </strong></em></span></span></span><strong>چرا حائري شيرازي، و کسان ديگر، که چنين توانمندي دارند، آن را پنهان مي‌کنند؟»</strong> <span style="color:#000000;font-size:x-small;"><a href="http://secure.bluehost.com/%7Eshahbazi/pages/Freemasonry_Sassoons4.htm" target="_blank">(سایت عبدالله شهبازی، مقاله نهان پیشه گان و سیاست در ایران امروز، بخش دوم، مورخ ۲۹ آبان ۱۳۸۸)</a></span></span></span></em></span></p>
<p><em></em><span style="color:#000000;">راستش را بخواهید با خواندن این جملات، تحت تاثیر قرار گرفتم و فکرم مشغول شد. اما امروز از منبعی کاملا موثق شنیدم که نقل قول آقای شهبازی از حجت الاسلام سید معزالدین حسینی الهاشمی در مورد تسلط آیت الله حائری به زبان عبری، صحت ندارد. به گفته این منبع کاملا موثق، <strong>آقای معزالدین حسینی در برنامه سالکان نور نه به تسلط آیت الله حائری به زبان عبری، بلکه به تسلط آیت الله شیخ ابوالحسن شعرانی به زبان عبری اشاره کرده است.</strong> البته این منبع می گفت در اثر اشتباه و بی دقتی در تدوین برنامه «سالکان نور»، وضعیتی به وجود آمده است که بیننده ممکن است تصور کند مرجع ضمیر «ایشان» در جمله نقل شده از آقای حسینی الهاشمی یعنی: </span><span style="color:#800000;">«علماي علم يهود هر وقت گير مي‌کردند در تورات و ترجمه تورات و لغات عبري به <strong>ايشان</strong> مراجعه مي‌کردند که مواردي‌اش ثبت شده است.»<span style="color:#000000;">،</span></span><span style="color:#000000;"> آیت الله حائری است. با این حال به نظر بنده، قسمت پایانی این جمله، یعنی </span><span style="color:#993300;">«</span><span style="color:#800000;">که مواردي‌اش ثبت شده است»<span style="color:#000000;">،</span> </span><span style="color:#000000;">می تواند این تصور را ضعیف کند و به بیننده بفهماند که این جمله، هنوز در مورد شخصی قدیمی تر و کمتر معاصر، یعنی آیت الله شعرانی (متوفای ۱۳۵۲) است. ضمن اینکه از آقای شهبازی، در مقام یک محقق و پژوهشگر، انتظار می رفت محض محکم کاری و مستند سازی مقاله اش (آن هم با توجه به حساسیت فوق العاده ایراد چنین اتهاماتی) با آقای حسینی الهاشمی تماس مستقیم بگیرد تا با دقت و جزئیات بیشتری به نقل قول از او بپردازد. به ویژه که بر اساس یادداشتهای وبلاگ آقای شهبازی، با خبریم که ایشان، دوستی و آشنایی دیرینه ای هم با آقای حسینی الهاشمی دارند و با ایشان غریبه نیستند. </span></p>
<p dir="rtl">http://jew.blogfa.com/post-112.aspx</p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shahbazicritic.wordpress.com/43/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shahbazicritic.wordpress.com/43/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shahbazicritic.wordpress.com/43/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shahbazicritic.wordpress.com/43/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shahbazicritic.wordpress.com/43/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shahbazicritic.wordpress.com/43/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shahbazicritic.wordpress.com/43/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shahbazicritic.wordpress.com/43/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shahbazicritic.wordpress.com/43/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shahbazicritic.wordpress.com/43/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shahbazicritic.wordpress.com/43/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shahbazicritic.wordpress.com/43/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shahbazicritic.wordpress.com/43/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shahbazicritic.wordpress.com/43/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=43&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/shirazi_or_sherani/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/28e9c75554ff554e7c76f51a435df002?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">hossein</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مطالب دیگران: اربابان فراماسونری و انتخابات دهم؟</title>
		<link>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/masons/</link>
		<comments>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/masons/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Dec 2009 22:46:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[فراماسون]]></category>
		<category><![CDATA[ماسون]]></category>
		<category><![CDATA[شهبازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shahbazicritic.wordpress.com/?p=40</guid>
		<description><![CDATA[مقاله جدید سایت آقای عبدالله شهبازی، مطلبی است دو قسمتی با عنوان «فراماسون ها نیز هستند!». بنده نقد خاصی بر بخش اعظم این مقاله ندارم. مطمح نظر من در یادداشت زیر، صرفا انگاره ای است که مطلع و مقدمه مقاله جدید آقای شهبازی در صدد القای آن است و با توجه به حال و هوای اخیر سایت ایشان و همچنین بولد بودن قسمت زیادی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=40&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مقاله جدید سایت آقای عبدالله شهبازی، مطلبی است دو قسمتی با عنوان <a href="http://secure.bluehost.com/%7Eshahbazi/pages/Freemasonry_Sassoons1.htm" target="_blank">«فراماسون ها نیز هستند!»</a>. بنده نقد خاصی بر بخش اعظم این مقاله ندارم. مطمح نظر من در یادداشت زیر، صرفا انگاره ای است که مطلع و مقدمه مقاله جدید آقای شهبازی در صدد القای آن است و با توجه به حال و هوای اخیر سایت ایشان و همچنین بولد بودن قسمت زیادی از همین مقدمه، ای بسا که کل مقاله به خاطر جا انداختن انگاره مفروض در مقدمه آن نوشته شده باشد.</p>
<p>یادداشتها و مقاله های چند ماه اخیر سایت ایشان را به عنوان زمینه و کانتکست مقاله جدید در نظر بگیرید و حالا مطلع مقاله مذکور را بخوانید:</p>
<p dir="rtl">«اندکي پيش از دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري، زماني که فعاليت پرشور ستادهاي انتخاباتي در مراحل آغازين خود بود، وبلاگي راه‌اندازي شد با نام «فراماسونري چيست؟» عنوان دوّم وبلاگ چنين است: «پژوهشي منطقي بدون پيشداوري در زمينه سازمان فراماسونري جهاني و فراماسونري در ايران». [1] اوّلين مطلب وبلاگ فوق به پنجشنبه 14 مه 2009/ 24 ارديبهشت 1388 تعلق دارد. اين وبلاگ را بايد نخستين اقدام فراماسون‌ها براي اعلام حضور در ايران در تاريخ سي ساله پس از انقلاب ارزيابي کرد. از اين منظر، وبلاگ فوق حائز اهميت تاريخي است.</p>
<p dir="rtl"><strong>وبلاگ ماسون‌هاي ايران تا امروز آزادانه، بدون فيلترينگ، به فعاليت خود ادامه مي‌دهد. اين در حالي است که نه تنها وبگاه من بلکه تعداد قابل توجهي از وبگاه‌هاي تخصصي انگليسي‌زبان در زمينه شناخت صهيونيسم و فرقه‌هاي رازآميز ماسوني و شيطان‌پرست، که هيچ ربطي به مسائل ايران ندارند و تنها به کار محققان مي‌خورند، به نحوي غيرقابل توضيح فيلترند.</strong> [2]</p>
<p dir="rtl">من طرفدار فيلترينگ نيستم. مسدود کردن وبگاه‌ها و وبلاگ‌ها ناممکن و غيرعقلايي است؛ تنها مبالغي هنگفت از کيسه اين ملّت خارج مي‌کند و به جيب برخي شرکت‌هاي داخلي و خارجي مي‌ريزد. طبعاً دلالان اين شرکت‌ها، که از اين طريق سودهاي ميلياردي مي‌برند، بايد مبلغان و مدافعان سرسخت «فيلترينگ» باشند. سخنم بر سر اين رفتار دوگانه است: «سنگ را بسته و سگ را رها کرده‌اند.»</p>
<p>براي فراماسونري در ايران امروز اهميتي قائل نيستم. <strong>کانون‌هايي که در پس ماجرا هستند اهميت‌شان بيش از فراماسونري است که تنها يکي از نمودهاي عملکرد اين کانون‌هاست</strong>. گفته بودم اين روزها «يوم تبلي السراير» است.[3] هيچگاه کانون‌هاي پنهان و ارتباطات به شدت استتار شده را چون امروز آشکار نديده بودم. ديروز گمان مي‌بردم فراماسونري به پيش از انقلاب تعلق دارد، زيرا تداوم اين سازمان را پس از انقلاب، با همان شکل و شمايل و مناسک، پرمخاطره و از اينرو نامعقول مي‌دانستم؛ امروز مي‌بينم ماسون‌ها در ايران هستند و اينک دعوت خود را آشکار مي‌کنند.</p>
<p><strong>چرا اين وبلاگ از 24 ارديبهشت، در آستانه انتخابات اخير رياست‌جمهوري، آغاز به کار کرد؟ در آن زمان کسي از حوادث پسين خبر نداشت و مخاطرات و آشوب‌هاي بعد مکشوف نبود. اين اعلام موجوديت با اتکاء بر کدام تأمين و با کدام پشتوانه سياسي صورت گرفت؟ شايد «سناريونويسان» از پيش مي‌دانستند چه خواهد شد و شروع کار وبلاگ فوق، به عنوان</strong><strong> اوّلين نمود حضور فراماسونري در ايران پس از انقلاب، به دليل اين آگاهي است.»</strong> (پاورقیها را در سایت عبدالله شهبازی ببینید.)</p>
<p>با در نظر گرفتن زمینه ای که متن فوق در آنها به نگارش درآمده است و همینطور کنایه ها و اشارات مندرج در خود متن، می توان ادعا کرد در میان تمام انگیزه هایی که به نوشته شدن آن انجامیده اند، یکی از انگیزه ها، القای این انگاره است که پیروزی به زعم آقای شهبازی متقلبانه و کودتاگونه دکتر احمدی نژاد در انتخابات اخیر، حاصل برنامه ریزی کانونهای توطئه گری است که فراماسونری را اداره می کنند.</p>
<p>انگاره مذکور، زمانی می توانست قابل تامل و احتمالا درست باشد که فرض بنیانی آن درست باشد. یعنی این ادعا که وبلاگ <a href="http://wwwdarius555-darius.blogspot.com/" target="_blank">«پژوهشي منطقي بدون پيشداوري در زمينه سازمان فراماسونري جهاني و فراماسونري در ايران»</a>، اولین حرکت اینترنتی است که فراماسونهای ایرانی برای تطهیر و تبلیغ خود راه انداخته اند و شروع آن هم با ایام انتخابات ریاست جمهوری دهم مقارن بوده است. اما متاسفانه این ادعا صحت ندارد.</p>
<p>بنده، یک سایت اینترنتی فارسی سراغ دارم که بیشتر از ۴ سال از استقرار آن در اینترنت می گذرد و در آن، چهره مثبتی از فراماسونها ارائه شده است و مدیر آن هم مدعی ارتباط با فراماسونهای ایرانی است. البته کاملا ممکن است یک جستجوی همراه با حوصله، به پیدا شدن سایتها یا وبلاگهای دیگری در این مورد نیز منجر شود.</p>
<p>نام سایت مورد اشاره بنده، Freemasonry In Iran (فراماسونری در ایران) است با این آدرس:<a href="http://www.freemasonry.netfirms.com/" target="_blank"></a></p>
<p><a href="http://www.freemasonry.netfirms.com/" target="_blank">http://www.freemasonry.netfirms.com/</a></p>
<p>آشنایی بنده با سایت مذکور به این نحو بود که فردی که خود را آرش معرفی کرده بود (و البته در کنار آدرس ایمیل اش نام او علی تهرانی* است) طی ایمیلی به تاریخ 27 ژوئن 2005، 6 تیر 1384 خطاب به من چنین نوشته بود:<em></em></p>
<p><em>«سلام دوست عزيز من آقا حامد</em></p>
<p><em>من براي اولين بار وبلاگ شما را خواندم. من آرش هستم و تا 3 سال گذشته يك بسيجي بودم و به اين هم افتخار مي‌كردم. اما يكدفعه همه چيز از اين رو به اون رو شد كه حالا دليلش رو برات مي‌نويسم.</em></p>
<p><em>تقريبا از 10 سال قبل من شروع به مطالعه و تحقيق راجب فراماسونري كردم و در اين كار فقط به كتابها اتكا نكردم بلكه مقالات خارجي را مطالعه كردم، با چند لژ و گراند لژ فراماسونري بوسيله ايميل تماس گرفتم و تعداد زيادي سوال از آنها كردم و&#8230; </em></p>
<p><em>كار به جايي رسيده بود كه كافي بود صحبتهاي يك نفر رو بشنوم تا بفهمم فراماسون هست يا نه حتي اگه حرفاش اصلا هيچ ربطي به فراماسونري نداشت. تا اينكه از همين طريق يعني گوش كردن به حرفهاي يك نفر به اون شك بردم و كم‌كم به اون نزديك شدم. با اطميناني كه به من داشت من رو به يكي از دوستان ماسون خود معرفي كرد و پس از چند جلسه صحبت با ايشان با عده ديگري از ماسونهاي داخل ايران نيز آشنا شدم.</em></p>
<p><em>ضمن اينكه به شما دوست عزيز اطمينان مي‌دهم كه درباره راست و دروغ بودن صحبت اشخاص مختلف من از هر كسي حساستر هستم (با توجه به تحقيقي كه در فراماسونري كردم) به شما اطمينان مي‌دم كه تحقيقاتم كاملا صحيح و مطابق حقيقت هست و ديگه بهش شك ندارم. براي اينكه نتيجه تحقيق منو در اين مورد ببيني به سايت زير برو :</em></p>
<p><a rel="nofollow" href="http://www.freemasonry.netfirms.com/" target="_blank"><em>www.freemasonry.netfirms.com</em></a><em></em></p>
<p><em>اميدوارم به زودي دوستاي خوبي براي هم بشيم .</em></p>
<p><em>و با اميد به اينكه دوستان وطن پرستي مثل شما بر پايه نوشته هاي چند كتاب (كه با اهداف مغرضانه نوشته شده) در مورد هر مساله اي آنطور كه شايسته نيست صحبت نكنند.</em></p>
<p><em>باتشكر و خدانگهدار»</em></p>
<p>البته سایت مورد اشاره آرش، محتوای چندانی ندارد و مدتها است که به حال خود رها شده است. کما اینکه وبلاگ مورد اشاره آقای شهبازی هم تقریبا فاقد مطالب جدیدی در مورد فراماسونری است و اطلاعات سوخته ای را که در مورد فراماسونری در کتابهای به فارسی منتشر شده وجود دارد با رویکرد  دفاع از فراماسونری سر هم بندی کرده است. نکته اینجاست که اهل فن، به راحتی می توانند تاریخ تاسیس سایت «فراماسونری در ایران» را متوجه شوند و حتی اگر تاریخ ارسال ایمیل فوق، یعنی 6 تیر 1384، روز تاسیس این سایت باشد، بیشتر از چهار سال از تاسیس آن می گذرد.</p>
<p>______</p>
<p>پی نوشت:</p>
<p>*نام «علی تهرانی»، برای من یاد آور نام «حمید تهرانی» نویسنده گزارش Iranian anti-Semitic Bloggers: From Mickey Mouse&#8217;s Plot to Gaddafi&#8217;s Jewishness (وبلاگنویسهای سامی ستیز ایرانی: از طرح میکی موس تا یهودیت قذافی) مندرج در آدرس <a href="http://hnn.us/articles/50535.html" target="_blank">http://hnn.us/articles/50535.html</a> است که در آن بیشتر از همه به وبلاگ «یهودشناخت» اشاره شده است. والله اعلم.</p>
<p>http://jew.blogfa.com/post-111.aspx</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shahbazicritic.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shahbazicritic.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shahbazicritic.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shahbazicritic.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shahbazicritic.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shahbazicritic.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shahbazicritic.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shahbazicritic.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shahbazicritic.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shahbazicritic.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shahbazicritic.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shahbazicritic.wordpress.com/40/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shahbazicritic.wordpress.com/40/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shahbazicritic.wordpress.com/40/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=40&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/masons/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/28e9c75554ff554e7c76f51a435df002?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">hossein</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مطالب دیگران: تطهیر موج سبز با انتساب جوانان حزب اللهی به شبکه بقایی</title>
		<link>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/baghaei/</link>
		<comments>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/baghaei/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Dec 2009 22:33:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[مظفر بقائی]]></category>
		<category><![CDATA[شهبازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shahbazicritic.wordpress.com/?p=38</guid>
		<description><![CDATA[حاشیه ای بر مقاله اخیر عبدالله شهبازی مقدمه (اگر حوصله نداشتید می توانید این مقدمه را نخوانید) چند سال پیش که در دانشگاه آزاد یزد تحصیل می کردم، بچه های بسیج دانشجویی از ستاد تفحص شهدا درخواست کردند که بقایای چند پیکر مطهر شهدای گمنام در دانشگاه ما تدفین شود. دست آخر، چند شهید گمنامی که [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=38&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<p>حاشیه ای بر مقاله اخیر عبدالله شهبازی</p>
<p><strong>مقدمه (اگر حوصله نداشتید می توانید این مقدمه را نخوانید)</strong></p>
<p>چند سال پیش که در دانشگاه آزاد یزد تحصیل می کردم، بچه های بسیج دانشجویی از ستاد تفحص شهدا درخواست کردند که بقایای چند پیکر مطهر شهدای گمنام در دانشگاه ما تدفین شود. دست آخر، چند شهید گمنامی که قرار بود در دانشگاه صنعتی شریف دفن شوند و مصطفی معین، وزیر علوم وقت دولت اصلاحات اجازه نداد که در این دانشگاه دفن شوند، میهمان دانشگاه ما شدند. بچه های بسیج دانشجویی، همزمان با تدفین این شهدا، به مدت پنج شب مراسم با شکوهی در تبیین و تجلیل فرهنگ شهادت برگزار کردند که انصافا در آن زمان فضای معنوی شهر یزد را تکان داد. این مراسم «کنگره آسمانی عروج» نام داشت. کیفیت کنگره عروج به قدری بالا بود که آن کسانی که از دور به آن نگاه می کردند تصور می کردند با بودجه آن زمان، دهها میلیون تومان خرج آن شده است.</p>
<p>راستش من خیلی سعادت نداشتم که در روند برگزاری کنگره، کمک قابل توجهی بکنم، اما از آنجا که برگزار کنندگان مراسم از دوستانم بودند و هر روز که به دانشگاه می رفتم مدتی را با آنها سر می کردم، از ماهها قبل، کاملا در جریان برگزاری این مراسم بودم. مراسمی که خیلیها کیفیت بالای آن را محصول بودجه میلیونی می دانستند، در حقیقت به خاطر تلاش طاقت فرسا و شبانه روزی دهها نفر از بچه های بسیج به چنین حدی از کیفیت رسیده بود و به هیچ وجه، پای بودجه کلان که هیچ، پای بودجه جزئی هم در میان نبود.</p>
<p>چند روز بعد از این مراسم، سوار سرویس اتوبوس دانشگاه بودم که یکی از دانشجویان که مرا نمی شناخت و فکر نمی کرد در جریان جزئیات برگزاری کنگره عروج باشم سر صحبت را با من باز کرد و گفت: «هشتاد میلیون تومان خرج این مراسم شده است و رئیس بسیج دانشجویی هم از قِبَل این بودجه برای خودش یک ماشین خریده است.» بنده خدا، در شرایطی نبود که بخواهم با او وارد بحث شوم و حرفش را رد کنم. فقط در دلم به تصور اشتباه او خندیدم و خدا را شکر کردم که به طور کامل در جریان این مراسم بوده ام. الآن هم بعد از سالها، هنوز با رئیس وقت بسیج دانشگاه که از دانشجویان دانشگاه بود دوستی و برادری ام را حفظ کرده ام و بعدها که ازدواج کرد، تا زمانی که در یزد زندگی می کردیم با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. بیچاره تا زمانی که من در یزد بودم از خودش ماشینی نداشت و گهگاه با ماشین پدرش رفت و آمد می کرد! بگذریم.</p>
<p>این مقدمه را نوشتم تا بگویم بعضی وقتها که آدم در متن یک جریان و واقعه قرار دارد، خوب می فهمد که تصور بعضیها از این جریان چقدر با واقعیت فاصله دارد. حالا حکایت جناب عبدالله شهبازی است و ادعای ایشان مبنی بر اینکه &#8221;شبکه مظفر بقایی&#8221; با تمام قدرت در انتخابات اخیر در برابر میرحسین موسوی ایستاد!</p>
<p><strong>چرا انتساب جوانان حزب اللهی به باند بقایی، توهم است؟</strong></p>
<p>آقای شهبازی در <a href="http://secure.bluehost.com/%7Eshahbazi/blog/Archive/8814.htm#Baghai" target="_blank">مقاله جدید سایت خود</a> چنین نوشته است:</p>
<p><em>در جريان انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري و حوادث پس از آن، بقاياي شبکه بقايي، مانند سيد محمود کاشاني، پسر آيت‌الله کاشاني، و منوچهر محمدي، معاون وزارت امور خارجه در کابينه اوّل احمدي‌نژاد، و ابراهيم اسرافيليان، نماينده دوره اوّل مجلس شوراي اسلامي، که از حمايت جدّي حسينيان، رئيس مرکز اسناد انقلاب اسلامي و کانون‌هايي معين در برخي نهادهاي سياسي و امنيتي برخوردارند، با تمامي قدرت عليه ميرحسين موسوي وارد ميدان شدند</em>.(سایت اینترنتی عبدالله شهبازی، جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸)</p>
<p>البته ایشان در تبیین چیزی که آن را «وارد میدان شدن بقایای شبکه بقایی با تمامی قدرت» نامیده اند، در پاورقی مقاله شان صرفا به این سه مورد اشاره کرده اند:<em></em></p>
<p><em>«بيانيه سيد محمود کاشاني درباره انتخابات: موسوي مسئول مستقيم پيامدهاي خشونت‌آميز تجمعات بدون مجوز است.»، خبرگزاري فارس، يکشنبه 7 تير 1388. </em></p>
<p dir="rtl"><em>گفتگو با ابراهيم اسرافيليان، «شهيد آيت قبل از همه موسوي را شناخت»، روزنامه جوان، يکشنبه 18 مرداد 1388، ص 12. </em></p>
<p dir="rtl"><em>ابراهيم اسرافيليان: «آيت در حال انتقال اسناد مهمي درباره موسوي ترور شد»، رجانيوز، سه‌شنبه 20 مرداد 1388.</em></p>
<p dir="rtl">که نشان می دهد ایشان تعریف درستی از «وارد میدان شدن با تمامی قدرت» ندارند. با این حال، دو مورد از سه موردی که ایشان به آن اشاره کرده اند، جزو همان مواردی است که اینجانب در متن آن بوده ام و همچون مورد کنگره عروج و ادعای بودجه میلیونی آن که در مقدمه یادداشت آمد، چنین تصوراتی برایم تاسف آور و البته خنده دار است. و اما توضیح مختصر در مورد در متن بودن بنده و بی ربط بودن ادعای آقای شهبازی:</p>
<p dir="rtl">مدتی پیش در وبلاگم <a href="http://jew.blogfa.com/post-96.aspx" target="_blank">وعده داده بودم که مطلبی در مورد شهید حسن آیت تهیه کرده ام که به زودی آن را روی وبلاگ خواهم گذاشت.</a> در تهیه این مطلب، علاوه بر استفاده از منابع مکتوب با یکی از دوستان شهید آیت و پسر ایشان، محسن آیت، مصاحبه کرده ام. (داخل پرانتز اشاره کنم که شهید مظلوم حسن آیت، یکی از افرادی است که متهم است به سرسپردگی مظفر بقایی)</p>
<p dir="rtl">یکی از دوستانم که با یکی از مجله های سیاسی هفتگی کشور مرتبط است، از تهیه این مطلب توسط بنده خبردارشد و درخواست کرد که این مطلب را برای نشر، در اختیار آن هفته نامه قرار بدهم، چون این هفته نامه هم قرار بود پرونده ای در مورد شهید آیت منتشر بکند. روشن است که اخلاقا اجازه ندارم مطلبم را قبل از نشر در آن هفته نامه، در وبلاگ منتشر بکنم. (خدا هم بگویم چه کار بکند مدیران این هفته نامه را که دو ماه است ما را معطل کرده اند و همه اش نشر این پرونده را عقب می اندازند.)</p>
<p dir="rtl">القصه، روابطی که در جریان تهیه این مقاله پیدا کردم و سابقه مختصر کار مطبوعاتی ام باعث شد که <strong>قبل از انتشار</strong> مطالب مورد اشاره آقای شهبازی، که انتشار آنها را در سایتها و روزنامه ها، «حضور بقایای شبکه بقایی در برابر میرحسین موسوی با تمامی قدرت» خوانده اند، بی واسطه و باواسطه در جریان روند تولید و محتوای آنها باشم. از این رو، تحلیل های مبتنی بر تئوری توطئه آقای شهبازی، برایم کاملا مسخره است. چیزی که ایشان حضور تمام قد بقایای باند بقایی می خواند، اصلا نه به بقایی ربط دارد، نه به دوستانش یا باندش. خلاصه بگویم این، بچه های حزب اللهی حوزه مطبوعات بودند که کاملا به طور خود جوش، به سراغ دوستان بقایی (البته دقیق تر و غیرمغرضانه تر این است که بگوییم دوستان آیت) رفتند، نه اینکه کسی به آنها خط بدهد یا از دوستان بقایی کسی به سراغ آنها بیاید و درخواست کند که با او مصاحبه شود. این بچه ها، کم و بیش از اینکه شهید آیت با میرحسین موسوی در حزب جمهوری اسلامی اختلاف نظر شدید داشته است خبر داشتند. اختلاف نظری که به طور مثال در خاطرات روزانه هاشمی رفسنجانی از سال ۱۳۶۰ به آن اشاره شده است. از این رو پس از رفتارهای غیر قابل پیش بینی و هنجارشکن موسوی در ایام انتخابات و پس از آن که بعد از سکوتی بیست ساله روی می داد، سالگرد شهادت شهید آیت را زمان مناسبی برای بازخوانی این اختلاف دیدند و به سراغ دوستان شهید آیت رفتند و <strong>این کاملا طبیعی است که بعضی از دوستان شهید آیت، به دلیل سابقه عضویت (البته لغو شده) او در حزب زحمتکشان، دوست مشترک آیت و بقایی باشند.</strong></p>
<p dir="rtl">چون توضیح بیشتر این مساله باعث سوختن مطلبم می شود، <strong>سربسته می گویم، گافی که یک هفته نامه اصلاح طلب، سال گذشته در انتشار ویژه نامه ای در مورد شهید آیت مرتکب شد، نقش زیادی در جلب توجه بچه ها و از جمله خودم به موضوع رابطه میرحسین موسوی و شهید آیت و مسائل و افراد مرتبط با آن داشت </strong><strong>و مصاحبه های مورد نظر آقای شهبازی و انتشار آنها، محصول توجه و دقت موشکافانه بچه ها به مطالب آن هفته نامه بود، نه تحرکات شبکه بقایی.</strong></p>
<p dir="rtl">جریان سبزِ بعد از انتخابات، از یک طرف، ماهیت صهیونیستی خود را در روز قدس با شعارهایی همچون «نه غزه، نه لبنان» و عدم برائت موسوی از این شعارها در روزهای بعد آن نشان داد و از طرف دیگر، حمایت همه جانبه سیاستمداران و رسانه های وابسته به صهیونیسم بین الملل را در پشت سر دارد. از این رو ناچار است برای تطهیر ننگ وابستگی به صهیونیسم، در یک فرافکنی مسخره، از مطالبی که جوانان حزب اللهی مطبوعاتی را تحت تاثیر باند بقایی معرفی می کند استقبال کند.</p>
<p dir="rtl">بقایی، فردی غیرمذهبی بود که ذره ای به ولایت فقیه اعتقاد نداشت و به مشارکت در کوتای نوژه که برضد ولی فقیه زمان طراحی شده بود نیز متهم شد. اتفاقا، آنها که رفتار چند ماه گذشته شان، ایستادگی در برابر ولی فقیه زمان را تداعی می کند، باید به این سئوال پاسخ دهند که چرا راه بقاییها را ادامه می دهند.</p>
<p dir="rtl">http://jew.blogfa.com/post-103.aspx</p>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shahbazicritic.wordpress.com/38/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shahbazicritic.wordpress.com/38/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shahbazicritic.wordpress.com/38/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shahbazicritic.wordpress.com/38/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shahbazicritic.wordpress.com/38/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shahbazicritic.wordpress.com/38/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shahbazicritic.wordpress.com/38/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shahbazicritic.wordpress.com/38/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shahbazicritic.wordpress.com/38/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shahbazicritic.wordpress.com/38/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shahbazicritic.wordpress.com/38/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shahbazicritic.wordpress.com/38/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shahbazicritic.wordpress.com/38/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shahbazicritic.wordpress.com/38/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=38&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/12/19/baghaei/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/28e9c75554ff554e7c76f51a435df002?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">hossein</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مطالب دیگران: نقدي بر مواضع انتخاباتي آقاي عبدالله شهبازي</title>
		<link>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/08/02/shahbazi1/</link>
		<comments>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/08/02/shahbazi1/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 12:22:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
				<category><![CDATA[مطالب دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[موسوی]]></category>
		<category><![CDATA[نقد]]></category>
		<category><![CDATA[هاشمی]]></category>
		<category><![CDATA[افروغ]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[خوش‌چهره]]></category>
		<category><![CDATA[خاتمی]]></category>
		<category><![CDATA[سید]]></category>
		<category><![CDATA[شور انتخاباتی]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالله شهبازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shahbazicritic.wordpress.com/?p=23</guid>
		<description><![CDATA[پس از موضع‌گیری‌های اخیر عبدالله شهبازی، مطالب مختلفی در نقد این مواضع و دیدگاه‌ها منتشر شد. یکی از این مطالب، نوشته وبلاگ «آخرین اخبار و به روزر رسانی‌های سایت استاد: عبدالله شهبازی» است که پس از عدم امکان دسترسی به سایت او، داوطلبانه کار بازنشر مطالبش را بر عهده گرفت. اما با تغییر مشی او، [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=23&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">پس از موضع‌گیری‌های اخیر عبدالله شهبازی، مطالب مختلفی در نقد این مواضع و دیدگاه‌ها منتشر شد. یکی از این مطالب، نوشته وبلاگ «<a href="http://shahbazi1.wordpress.com/" target="_blank">آخرین اخبار و به روزر رسانی‌های سایت استاد: عبدالله شهبازی</a>» است که پس از عدم امکان دسترسی به سایت او، داوطلبانه کار بازنشر مطالبش را بر عهده گرفت. اما با تغییر مشی او، این وبلاگ نیز به جمع منقدان شهبازی پیوست و سعی کرد تا در میان مطالب او، سره را از ناسره بازشناسد و با احترام به مطالب مفید و علمی، آن‌چه که تنها زادۀ شور انتخاباتی است، جدا کند و به نقد بکشد.</p>
<h1 style="text-align:justify;"><span style="color:#333399;">نقدي بر مواضع انتخاباتي آقاي عبدالله شهبازي</span><span style="color:#333399;"><br />
</span></h1>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#333399;">از آنجا که اين‌جانب يکي از خواننده‌هاي کتاب‌ها و مقالات دکتر عبدالله شهبازي بوده و همچنين بخشي از به روزرساني‌هاي اين وبلاگ، که منعکس کننده نوشته‌هاي وب‌گاه فيل‌تر شده ايشان مي‌باشد را بر عهده دارم و از آنجا که در زمينه‌هايي نسبت به ايشان احساس شاگردي مي‌نمايم، بر خود وظيفه ديدم تا نکاتي را درباره مواضع انتخاباتي اخير ايشان گوشزد نمايم.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">از اين‌که انگيزه ايشان از مخالفت با دکتر احمدي نژاد چه مي‌تواند باشد حدس‌هايي مي‌زنم. به احتمال زياد، ايشان نيز مانند افرادي چون آقايان خوش‌چهره و افروغ، به حق يا به ناحق انتظاراتي از رييس جمهور داشته‌اند که به هر دليل برآورده نشده است، از طرفي يک نوع سادگي و احساسي بودن در شخصيت آقاي شهبازي ديدم (با توجه به زندگي‌نامه‌اي که از خود منتشر کرده‌اند)، اين سادگي و احساسي بودن را بيشتر از اين جهت مي‌بينم که ايشان در اوان بچگي پدر خود را از دست داده‌اند و شخصيتشان عملاً از خلاء وجود پدر رنج مي‌برد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">آن انتظارات برآورده نشده و اين ويژگي‌هاي شخصيتي (به زعم بنده) دلايل اين چرخش‌هاي عجيب سياسي نسبت به دکتر احمدي‌نژاد بوده است. البته بايد استتار شده بودن شخصيت ميرحسين موسوي براي بسياري از مردم ايران (از جمله آقاي شهبازي) را به دلايل فوق اضافه کرد، که اين خود قصه مفصلي است که در جاي خود بايد مورد واکاوي قرار بگيرد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">با عبور از اين مقدمه بايد گفت اصولا از فردي که خود را يکي از مهمترين مورخين تاريخ معاصر مي‌داند انتظار مي‌رود تا تحولات سياسي جامعه را بدور از حب و بغض‌هاي شخصي و با بي طرفي کامل (لااقل تا جايي که ممکن است) رصد کند، نه آن‌که سايت شخصي خود را به شعبه‌اي از ستاد تبليغات مجازي آقاي موسوي بدل نمايد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">آيا اين جانبداري‌هاي پرشور و تبليغاتي، شخصيت علمي &#8211; پژوهشي و تأليفات ايشان را که به ادعاي بنده، اکثريت مطلق خوانندگانش را بايد در طيف مقابل آقاي موسوي جستجو کرد زير سوال نمي‌برد؟</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">به هر حال انتخابات تمام شد و پس لرزه‌هاي اين زلزله سياسي تاريخ‌ساز نيز، به مراحل پاياني خود نزديک مي‌شود، اميد است ايشان نيز احساسات را کنار گذارده و با انصاف و تيزبيني مورد نياز براي يک مورخ پژوهشگر، انتخابات اخير را بررسي نمايند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">نکات پرسش برانگيز مواضع انتخاباتي ايشان، ليستي بلند بالاست که به بعضي از آنها اشاره مي‌شود.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">لازم به ذکر است که به علت طولاني شدن مطلب، از آوردن نمونه‌ها و مصاديق خودداري شده و خوانندگان را به مطالب خود ايشان در سايتشان ارجاع مي‌دهم.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">1- ايشان چندين بار در نوشته‌هاي انتخاباتي خود، توهين‌هايي ناجوانمردانه و به دور از نزاکت به رئيس جمهور قانوني روا داشته‌اند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">2- ادعاهايي در مورد رئيس جمهور داشته‌اند که تاکنون به وقوع نپيوسته است (به طور مثال اين‌که: ايشان به سمت جنگ با غرب پيش مي‌روند).</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">3- ناديده گرفتن موفقيت‌هاي خارجي و داخلي دولت، بدون شليک حتي يک گلوله به سمت کشور (آن‌چه آقاي شهبازي مدعي هستند از آن بيم دارند).</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">4- ناديده گرفتن تهديدهاي مکرر و بي‌سابقه نظام سلطه در زمان دولت آقاي خاتمي (که مانند آقاي موسوي محبوب آقاي شهبازي بود) آن‌هم در شرايط عقب‌نشيني‌هاي دولت وقت.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">5- برجسته کردن خطر جنگ داخلي و عدم توجه به خطراستحاله فرهنگي، سياسي و اقتصادي نظام اسلامي.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">6- دخالت دادن اغراض شخصي در قضاوت درباره دولت و شخص آقاي احمدي‌نژاد با اين فرض که عده‌اي از مخالفان و دشمنان شخصي آقاي شهبازي به ظاهر در کسوت اطرافيان آقاي رئيس جمهور و اصول‌گرايان مي‌باشند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">7- برجسته کردن نفوذي‌هاي جريان سياسي و تبليغاتي اصول‌گرايان (با توجه به ادعاي آقاي شهبازي) و بسيار کمرنگ کردن مجموعه‌اي گسترده از نفوذي‌هاي موجود در جريان سياسي، تبليغاتي و فرهنگي مدعيان اصلاحات.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> 8- ناديده گرفتن حريت و آزادگي شناخته شده آقاي احمدي‌نژاد در برابرکانون مشکوک ادعايي، مثلاً عدم توجه به اختلاف آقاي رئيس جمهور با وزير کشور اسبق و قائم مقام ايشان (که به قول آقاي شهبازي جزو همان کانون هستند) که منجر به برکناري هر دوي آن آقايان گرديد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> 9- اعتراف به اين مطلب که جريان افراط، آقاي موسوي را به محاصره خود گرفته است.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">10- مبري دانستن موسوي از حرکت‌هاي تفرقه افکنانه و افراطي و خراب کردن همه کاسه کوزه‌ها بر سر جريان افراطي اصلاح‌طلب اطراف موسوي.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">11- ادعاي اين‌که جريان افراطي که موسوي را محاصره کرده، منسجم و قدرتمند عمل مي‌کند وآقاي شهبازي به اين دليل آقاي موسوي را از حرکت‌هاي خلاف قانون و تندروانه مبري مي‌سازند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">12- سکوت در برابر جريان مشکوک اطراف آقاي موسوي. جرياني که به قول خود آقاي شهبازي، منسجم و قدرتمند عمل مي‌کند و قطعاً در صورت به قدرت رسيدن آقاي موسوي، بسيار قدرتمندتر و منسجم‌تر مي‌گرديد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">13- اعتقاد به يک باور غلط، اينکه آقاي هاشمي رفسنجاني بايد به عنوان اهرم تعادل جريان هاي سياسي کشور باشد و اعلام اين‌که تحمل فساد اطرافيان آقاي هاشمي، از اين وضع بهتر است.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> 14- سکوت مطلق در برابر نامه کذايي آقاي هاشمي به رهبر انقلاب.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">15- ناديده گرفتن اثرات عميق نامه آقاي هاشمي و راهپيمايي‌هاي بدون مجوز آقاي موسوي در ايجاد آشوب‌ها و پررنگ کردن نقش فرضي نفوذي‌هاي دشمن که در جريان اصول‌گرا رخنه کرده‌اند، در اين آشوب‌ها.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">16- ناديده گرفتن کوهي از فساد اقتصادي و مالي در اطراف آقاي موسوي و برجسته کردن افراد مسئله‌دار مالي (به زعم آقاي شهبازي) در اطراف رئيس جمهور.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">17- سکوت غير قابل توجيه در برابر نوع تبليغات شخص آقاي موسوي و خاتمي و هاشمي که جامعه را به سمت دو قطبي شدن شديد پيش بردند و پررنگ کردن واکنش‌هاي عمدتاً دفاعي رئيس جمهور در به وجود آمدن دوقطبي فضاي سياسي جامعه.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">18- ناديده گرفتن اتهام‌هاي سنگيني که توسط شخص آقاي موسوي بر رئيس جمهور قانوني، در مناظره 16 خرداد وارد شد و پررنگ جلوه دادن اتهام‌هايي که آقاي رئيس جمهور به طرف مقابل وارد آوردند که بازهم عمدتاً ماهيت دفاعي داشت.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">19- ناديده گرفتن جريان تبليغي ستيزه‌جو و تخريب‌گري که از چند ماه پيش با هدف تخريب شخص آقاي رئيس جمهور و دولت برسر کار فعاليت مي‌کرد و باز، پررنگ کردن چند سخنراني تهاجمي آقايان شريعتمداري و حسينيان.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">20- اعلام تلويحي بي‌اهميت بودن رأي اکثريت با عنوان اين‌که احمدي‌نژاد اگر رئيس جمهور هم شود، نمي‌تواند به حيات دولتش ادامه دهد و يا اين‌که در نامه سرگشاده به آقاي حدادعادل نوشته‌اند که، صلاح نيست آقاي احمدي‌نژاد رئيس جمهور بماند آن‌هم در زماني که بنابر اعلام وزارت کشور و با تأييد اوليه شوراي نگهبان، آقاي احمدي‌نژاد، اکثريت مطلق آراء را بدست آورده بودند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">21- نشان دادن عدم اعتقاد راسخ خود به قانون، آن‌هم به عنوان يک نخبه سياسي و زير سوال بردن نظر شوراي نگهبان در تأييد اوليه نتايج انتخابات.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">22- جلوه دادن خود به عنوان انديشمندي که از ديکتاتوري اقليت باکي ندارد و همچنان از رسوبات تفکرات مارکسيستي و توده‌اي ايام جواني رنج مي برد (با عرض پوزش).</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">23- عدم توجه به رهنمودهاي رهبر انقلاب در عدم تخريب دولت و رئيس جمهور، آن‌هم در شرايطي که خود را به شدت علاقه‌مند به رهبري معرفي مي‌کنند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">24- ناديده گرفتن سرمايه‌گذاري عظيم سياسي – تبليغاتي نظام سلطه، به نفع جريان موسوي- هاشمي و افراطيون اطرافشان و شبهه تقلب در انتخابات با حجت اين‌که ايشان به عنوان مورخ، چيزهايي مي‌دانند که بقيه نمي‌دانند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;">در پايان اعلام مي‌کنم که اين جانب جزو سادات بوده و هيچ پيشينه خانوادگي يهودي يا ارمني و يا زرتشتي ندارم (لااقل بنا بر اطلاع خودم)! همچنين با وجود اختلاف ديدگاه سياسي با آقاي شهبازي، از دوستداران نوشته‌هاي آقاي شهبازي بوده و نوشته هاي ايشان (خصوصا مطالعه کتاب 5 جلدي زرسالاران) را توصيه مي‌نمايم و قطعاً مطالب مفيدي که در راستاي پژوهش‌هاي تاريخي ايشان، در وب‌گاهشان منعکس خواهد شد را نيز، در آينده، در همين وبلاگ منتشر مي‌نماييم.</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="ltr"><a href="http://shahbazi1.wordpress.com/2009/07/08/نقدی-مواضع-انتخاباتی-عبدالله-شهبازی/" target="_blank">http://shahbazi1.wordpress.com/2009/07/08/نقدی-مواضع-انتخاباتی-عبدالله-شهبازی/</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shahbazicritic.wordpress.com/23/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shahbazicritic.wordpress.com/23/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shahbazicritic.wordpress.com/23/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shahbazicritic.wordpress.com/23/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shahbazicritic.wordpress.com/23/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shahbazicritic.wordpress.com/23/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shahbazicritic.wordpress.com/23/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shahbazicritic.wordpress.com/23/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shahbazicritic.wordpress.com/23/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shahbazicritic.wordpress.com/23/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shahbazicritic.wordpress.com/23/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shahbazicritic.wordpress.com/23/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shahbazicritic.wordpress.com/23/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shahbazicritic.wordpress.com/23/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=23&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/08/02/shahbazi1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/28e9c75554ff554e7c76f51a435df002?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">hossein</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>یادی از گذشته: حمايت عبدالله شهبازي از احمدي‌نژاد</title>
		<link>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/08/01/84_election/</link>
		<comments>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/08/01/84_election/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 19:30:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
				<category><![CDATA[چرخش دیدگاه]]></category>
		<category><![CDATA[فارس‌نيوز]]></category>
		<category><![CDATA[مورخ]]></category>
		<category><![CDATA[محقق]]></category>
		<category><![CDATA[کانديد]]></category>
		<category><![CDATA[احمدي‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[تاريخدان]]></category>
		<category><![CDATA[حمايت]]></category>
		<category><![CDATA[خبرگزاري فارس]]></category>
		<category><![CDATA[رأي]]></category>
		<category><![CDATA[سال 84]]></category>
		<category><![CDATA[شهبازي]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالله شهبازي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shahbazicritic.wordpress.com/?p=20</guid>
		<description><![CDATA[يکي از مطالبي که در مطلب قبل مورد بحث قرار گرفت، چرخش‌هاي آشکار در نظرات شهبازي است. او که در زمان خاتمي از اصلاحات تقدير کرد و سپس احمدي‌نژاد را راه برون‌رفت از مافياي اقتصادي سياسي دانست، اکنون، حامي موسوي شده است و احمدي‌نژاد و دولت او را مسبب مشکلات جامعه مي‌داند. اين متن مصاحبه‌اي [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=20&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:justify;">يکي از مطالبي که در مطلب قبل مورد بحث قرار گرفت، چرخش‌هاي آشکار در نظرات شهبازي است. او که در زمان خاتمي از اصلاحات تقدير کرد و سپس احمدي‌نژاد را راه برون‌رفت از مافياي اقتصادي سياسي دانست، اکنون، حامي موسوي شده است و احمدي‌نژاد و دولت او را مسبب مشکلات جامعه مي‌داند.<br />
اين متن مصاحبه‌اي است که در اول تير 84 منتشر شد، يعني زماني که احتمال پيروزي احمدي‌نژاد بسيار بود.</p>
<h1 style="text-align:justify;"><span style="color:#333399;">حمايت عبدالله شهبازي از احمدي نژاد</span><span style="color:#333399;"><br />
</span></h1>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#333399;"> خبرگزاري فارس: عبدالله شهبازي محقق، پژوهشگر و مورخ برجسته كشورمان با اعلام حمايت خود از محمود احمدي‌نژاد گفت: من به احمدي‌نژاد راي خواهم داد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> به گزارش خبرگزاري فارس عبدالله شهبازي با بيان اينكه تاكنون به نفع هيچ فرد و گروهي تبليغ انتخاباتي نكرده است، گفت: اكنون با مشاهده اين همه بدكاري و ناجوانمردي، به شدت احساس رنجش و بيزاري مي‌كنم. احساس مي‌كنم كه بايد وظيفه اخلاقي خود را انجام دهم.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> وي يكي از دلايل حمايت خود از احمدي‌نژاد را موج گسترده ضد اخلاقي مافياگونه عليه احمدي‌نژاد دانست و اظهار داشت: آيا مي‌توان آن قدر ساده لوح بود كه توهين به شخصيتي وارسته چون آيت‌الله جوادي آملي را از سوي هوداران احمدي نژاد دانست نه توطئه باندهاي مافيايي متخصص در اين گونه امور با هدف تخريب احمدي نژاد؟!</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> اين محقق و نويسنده با اشاره به اينكه ديروز و ديشب، تا پاسي از نيمه شب گذشته، در خيابان‌ها شاهد حركت دسته‌هاي سازمان يافته از جوانان اجير شده بود كه با وانت و اتومبيل يا پياده شعار «مرگ به طالبان» مي‌دادند، اظهار داشت: چرا در طول سال‌هاي تصدي احمدي نژاد در شهرداري تهران هيچ كس او را «طالبان» ندانست و سياست‌هاي او را مورد نقد قرار نداد؟ آيا بسيار از پارك‌هاي كنوني تهران، كه محل تفرج و تفريح مردم و از جمله دختران و پسران جوان است، ساخته شهرداري تحت تصدي احمدي نژاد نبوده است؟</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> شهبازي افزود: دومين دليل حمايت من از احمدي‌نژاد اينست كه اگر احمدي نژاد پيروز شود مسير كنوني حركت جامعه ايراني كه تا ديروز برگشت ناپذير جلوه مي‌كرد، به سمت سيطره ساختار سياسي و اقتصادي اليگارشي و حكومت «هزار فاميل» و تبديل ايران به «جمهوري اسلامي پاكستان دوم» دگرگون خواهد شد يا لااقل بر آن ضربه‌هاي جدي وارد خواهد شد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> وي تصريح كرد: اگر احمدي نژاد در انتخابات پيروز نشد، باز پيروز است زيرا حركتي آغاز شده كه حكمرانان ناگزيرند آن را به حساب آوردند و در سياست‌هاي بعدي خود تجديد نظر كنند.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> اين محقق و نويسنده با بيان اينكه بسياري از مفاهيمي كه در طول سال‌هاي اخير همچون «گردش نخبگان»، «گسست نسل‌‌ها»، «تحول ساختاري» و غيره رواج يافته برگرفته از پژوهشي است كه پس از دوم خرداد 72 به سفارش آقاي خاتمي و دبير خانه شوراي عالي امنيت ملي درباره علل اجتماعي پديده دوم خرداد انجام داد، خاطرنشان كرد: پس از اينكه تلاش براي «خريدن» من به نتيجه نرسيد، آزارها شروع شد كه مرا تا دم مرگ برد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> شهبازي با بيان اينكه مرا به عنوان «مورخ حكومتي» شهرت داده‌اند، خاطرنشان كرد: نه تنها از حمايت‌هاي دولتي بهره‌اي نبرده‌‌ام بلكه بخش مهمي از ثروت شخصي موروثي خود را در طول دو دهه اخير عاشقانه در راه تحقيق فدا كرده‌ام.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> وي افزود: اكنون، خسته از آزارها، به كار باغداري مشغولم ولي در اينجا نيز در امان نيستم و هر روز حادثه‌اي «مرموز» برايم رخ مي‌دهد.</span><span style="color:#333399;"><br />
</span><span style="color:#333399;"> اين محقق و نويسنده با تاكيد بر اينكه حق تحقيق آزادانه و مستقل و حتي حق زندگي نيز از وي سلب شده است، يادآور شد: اگر احمدي نژاد پيروز شد، شايد اين وضع دگرگون شود. اگر پيروز نشد چيزي براي از دست دادن ندارم.</span></p>
<p style="text-align:justify;" dir="ltr"><a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8404010442" target="_blank">http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8404010442</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shahbazicritic.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shahbazicritic.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shahbazicritic.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shahbazicritic.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shahbazicritic.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shahbazicritic.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shahbazicritic.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shahbazicritic.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shahbazicritic.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shahbazicritic.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shahbazicritic.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shahbazicritic.wordpress.com/20/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shahbazicritic.wordpress.com/20/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shahbazicritic.wordpress.com/20/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=20&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/08/01/84_election/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/28e9c75554ff554e7c76f51a435df002?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">hossein</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پرونده‌اي براي مشائي</title>
		<link>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/07/31/mashaei/</link>
		<comments>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/07/31/mashaei/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2009 18:42:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
				<category><![CDATA[مشائی]]></category>
		<category><![CDATA[download]]></category>
		<category><![CDATA[PDF]]></category>
		<category><![CDATA[فرقه‌هاي رازآميز]]></category>
		<category><![CDATA[مهدي چمران]]></category>
		<category><![CDATA[محمود احمدي‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[محمد باقر ذوالقدر]]></category>
		<category><![CDATA[محمد علي رامين]]></category>
		<category><![CDATA[محسني اژه‌اي]]></category>
		<category><![CDATA[وحيد يامين‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[پارسي]]></category>
		<category><![CDATA[آيت الله مصباح يزدي]]></category>
		<category><![CDATA[حميد بقائي]]></category>
		<category><![CDATA[حاج حبيب الله]]></category>
		<category><![CDATA[حسن بيادي]]></category>
		<category><![CDATA[حسين شريعت‌مداري]]></category>
		<category><![CDATA[خشنوم]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[رحيم مشائي]]></category>
		<category><![CDATA[سيد محمد انجوي‌نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[شيخ  عطار]]></category>
		<category><![CDATA[طريقت]]></category>
		<category><![CDATA[عليرضا پناهيان]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالله شهبازي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://shahbazicritic.wordpress.com/?p=3</guid>
		<description><![CDATA[متن جديد شهبازي در مورد مشائي منتشر شد و البته اين بار، برخلاف گذشته از شيوة ابهام استفاده نشده بود. عنوان مطلب اين بود: رمزگشايي از يادداشت‌هاي پيشين: «استادان غيبي» و «علم خُشنوم».
در اين مطلب، شهبازي اسم افراد زير را ذکر کرده و هر يک را به نوعي مورد ملامت قرار مي‌دهد. برخي را يهودي و بهائي مخفي و عضو فرقه‌هاي رازآميز يا از پارسيان هند و عضو فرقة تئوسوفي، ماسوني و … مي‌خواند.
شهبازي از مدت‌ها پيش، مطالب مختلفي را در تحليل اين فرقه‌ها نوشته است؛ برخي کاملاً مستند، و برخي با تکيه بر مطالب شفاهي و شنيده‌ها و در مجموع مطالب مختلفي در اين زمينه‌ها در سايت او خواهيد يافت.
اما چيزي که از زمان دشوار شدن رقابت‌هاي انتخاباتي در سايت شهبازي ديده شد، چرخش عجيب او و نسبت دادن اين مطالب به رجال سياسي - فرهنگي کشور بود که تاکنون سابقه نداشت. شهبازي به يک‌باره اتهاماتي که قبل از اين تنها در مورد متهم اصلي قتل‌هاي زنجيره‌اي (سعيد امامي) به کار برده بود، اکنون به سادگي براي برخي از مشهورترين افراد عرصة سياست و فرهنگ به کار برد. مطالبي که اگر صحت داشته باشند، نقش بسيار اساسي در آيندة سياسي کشور خواهند داشت و اثبات آن‌ها مي‌تواند بسياري از اين افراد را از صحنة بازي سياست، به کناري پرتاب کند.<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=3&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="wp-caption alignnone" style="width: 56px"><a href="http://shahbazicritic.files.wordpress.com/2009/07/mashaei.pdf"><img title="نسخه PDF پرونده‌ای برای مشائی" src="http://shahbazicritic.wordpress.com/wp-includes/images/crystal/document.png?w=46&#038;h=60" alt="نسخه PDF پرونده‌ای برای مشائی" width="46" height="60" /></a><p class="wp-caption-text">پرونده‌ای برای مشائی</p></div>
<p><a href="http://shahbazicritic.files.wordpress.com/2009/07/mashaei.pdf" target="_blank">دانلود نسخه PDF</a></p>
<h1>مقدمه</h1>
<p style="text-align:justify;">متن جديد شهبازي در مورد مشائي منتشر شد و البته اين بار، برخلاف گذشته از شيوة ابهام استفاده نشده بود. عنوان مطلب اين بود: رمزگشايي از يادداشت‌هاي پيشين: «استادان غيبي» و «علم خُشنوم».<br />
در اين مطلب، شهبازي اسم افراد زير را ذکر کرده و هر يک را به نوعي مورد ملامت قرار مي‌دهد. برخي را يهودي و بهائي مخفي و عضو فرقه‌هاي رازآميز يا از پارسيان هند و عضو فرقة تئوسوفي، ماسوني و … مي‌خواند.<br />
شهبازي از مدت‌ها پيش، مطالب مختلفي را در تحليل اين فرقه‌ها نوشته است؛ برخي کاملاً مستند، و برخي با تکيه بر مطالب شفاهي و شنيده‌ها و در مجموع مطالب مختلفي در اين زمينه‌ها در سايت او خواهيد يافت.<br />
اما چيزي که از زمان دشوار شدن رقابت‌هاي انتخاباتي در سايت شهبازي ديده شد، چرخش عجيب او و نسبت دادن اين مطالب به رجال سياسي &#8211; فرهنگي کشور بود که تاکنون سابقه نداشت. شهبازي به يک‌باره اتهاماتي که قبل از اين تنها در مورد متهم اصلي قتل‌هاي زنجيره‌اي (سعيد امامي) به کار برده بود، اکنون به سادگي براي برخي از مشهورترين افراد عرصة سياست و فرهنگ به کار برد. مطالبي که اگر صحت داشته باشند، نقش بسيار اساسي در آيندة سياسي کشور خواهند داشت و اثبات آن‌ها مي‌تواند بسياري از اين افراد را از صحنة بازي سياست، به کناري پرتاب کند.<br />
افرادي که در اين مطلب آمده‌اند را مي‌توان به دو دسته تقسيم کرد. اول آن‌هايي که اتهام متوجه آن‌هاست:<br />
1. رحيم مشائي<br />
2. محمود احمدي‌نژاد<br />
3. حسين شريعت‌مداري<br />
4. حاج حبيب الله<br />
5. محسني اژه‌اي<br />
6. سيد محمد انجوي‌نژاد<br />
7. محمد باقر ذوالقدر<br />
8. مهدي چمران<br />
9. حسن بيادي<br />
10. شيخ عطار<br />
11. آيت الله مصباح يزدي (تلويحاً)<br />
12. عليرضا پناهيان<br />
13. وحيد يامين‌پور<br />
14. محمد علي رامين<br />
15. حميد بقائي<br />
و دوم افرادي که به استناد «تفسير» نظرهايشان، بقيه تکفير شده‌اند:<br />
1. محمدباقر قاليباف<br />
2. عليرضا زاکاني<br />
3. علي مطهري<br />
4. وحيد جليلي</p>
<h1>شواهدي بر «پرونده‌سازي»</h1>
<h2>ماجراي انجوي‌نژاد</h2>
<p style="text-align:justify;">مطالبي که شهبازي جمع کرده است، در نگاه اول، منطقي و يک‌دست به نظر مي‌آيد. اما يک نکتة کوچک، سرنخي بزرگ به دست مي‌دهد تا راهي به سوي بررسي انصاف نويسنده و درک صحت اين مطالب باز کنيم.<br />
آخرين پيوند موجود در مطالب آقاي شهبازي، مطلبي است که براي تخطئة «سيد محمد انجوي‌نژاد»، رئيس کانون رهپويان شيراز نوشته شده است. اگر پيوند موجود را دنبال کنيد، به وبلاگي خواهيد رسيد که در تاريخ 28 جولاي ايجاد شده، و کل مطالب آن (که بيش از 5 مطلب نيست) در همين تاريخ روي وبلاگ فرستاده شده است. توجه کنيد که مطلب اول، عنوانش هست: توضيح پيرامون حضور خبرنگاران بي بي سي در کانون که مربوط به شنبه 9 خرداد است، يعني حدود 2 ماه قبل. جالب است که آقاي انجوي‌نژاد، اين همه صبر کرده تا اين جوابيه (که به نوعي گمان ارتباط با انگليس و بي بي سي را هم به وجود مي‌آورد) به همراه 4 مطلب ديگر که آخرينش دستگيري برادرش به علت جاسوسي است، به يکباره بر روي وبلاگي بفرستد که نويسنده‌اش ناشناسي است با نام «yaranerahpouyan».<br />
اگر بخواهيم دقيق‌تر صحبت کنيم، اين وبلاگ، دقيقاً روز پيش از ارسال مطلب شهبازي ايجاد شده است. مطالب وبلاگ مربوط به روز 28 ژوئيه (جولاي) است و ارسال شهبازي در 29 ژوئيه. حتي به دليل اختلاف ساعت ميان سرور وردپرس و ايران، ممکن است اين مطالب در يک روز «ايران» نوشته شده باشد. ايجاد وبلاگ در وردپرس دردسر چنداني ندارد. کافي است مراحل کوتاهي را طي کنيد تا پس از ايجاد وبلاگ، در آن شروع به نوشتن مطلب نمائيد.<br />
البته اين به معني تأييد يا رد اصل موضوع نيست، بلکه صرفاً نمايان‌گر عجلة يک فرد براي بيان مطلبي است که «گمان مي‌دارد به هر طريقي بايد گفته شود».<br />
و اما مطالعة مطلب، قضاياي بيشتري را روشن مي‌کند. شيوة نگارش مطلب، بسيار به شيوة آقاي شهبازي نزديک است. شيوة استفادة مکرر از جملات معترضه در پرانتز، که البته چندان هم غيرمعمول نيست، اما شهبازي به دليل اصرار بر ارائة اطلاعات فراوان در متني کوتاه، معمولاً از زياد بهره مي‌گيرد. در مطالب مختلف، شهبازي از جملات معترضه به شيوه‌اي نسبتاً غيرمعمول بهره مي‌گيرد، و البته به دليل ماهيت کار تاريخ‌نگاري، شايد اين کار ضروري هم باشد.<br />
کلمات کم‌کاربردي مانند «موج»، در نوشتار شهبازي بسيار پراستفاده است. در مطلب انتقادي اخير، او 9 بار از اين واژه براي کاربردهاي مختلف بهره مي‌گيرد که يک بارش در ترجمة يک متن از جودائيکاست. در اين متن نيز کاربرد خاص اين واژه که با ادبيات شهبازي تطابق دارد، مي‌بينيم.<br />
در مطلب آخر اين وبلاگ که به «افشاي برادر انجوي‌نژاد» اختصاص يافته و ماهيت وجود اين وبلاگ اطلاع‌رساني «ياران رهپويان» را هم برعکس مي‌کند، به طور مکرر از جملات معترضه براي توضيح اشخاص، شرکت‌ها و … استفاده شده است.<br />
البته اين فقط بخشي از شباهت‌هاست. شيوة نگارش، شيوة ويرايش و رنگي کردن مطالب، عجله در ساخت وبلاگ و انتخاب تم انگليسي (به جاي فارسي) براي آن و ديگر موارد متعدد، اين ظن را تقويت مي‌کند که اين وبلاگ، آن‌قدرها هم واقعي است. کما اين‌که براي متهم کردن يک فرد، حتي وبلاگي باسابقه و مستقل هم کفايت نمي‌کند و بايد به مدارک متقن اعتنا کرد، نه يک پست وبلاگ.<br />
نکته آخر اين‌که در اين ارسال، براي باورپذيرتر شدن، از بحث «اعتکاف» استفاده شده است. در اين مطلب مي‌خوانيم:<br />
روزهاي دوست داتشني اعتکاف در کنار دوستان عزيزم در کانون رهپويان وصال گذشت. بحث انتخابات داغ بود و همه خوشحال و سرحال از پيروزي دکتر احمدي نژاد، يار هميشگي ولايت … اما خبري که گوش به گوش و دهان به دهان در حسينيه چرخيد، موجي از ناباوري و تعجب را براي بچه ها به همراه داشت.<br />
همان طور که مي‌دانيد، تقريباً يک ماه از زمان اعتکاف گذشته است، و البته اعتکاف، به فتواي تمامي فقها، تنها در مسجد «جامع» ممکن است، يعني مسجدي که در آن به صورت مرتب نماز گذارده مي‌شود و در حسينيه‌ها اعتکاف ممکن نيست. سؤال اين‌جاست که اين فراموشکاري از طرف چه کسي بوده است؟<br />
نکتة آخر اين‌که با بررسي مطالب اين وبلاگ و مطالب مرتبط با اين موضوع درمي‌يابيم که تنها اتهام واقعاً قابل ذکر برادر انجوي‌نژاد، نمايندگي شرکتي خارجي به نام سارينا است که صهيونيستي خوانده شده است. مي‌دانيم که بسياري از شرکت‌هاي بزرگ مانند نوکيا که اکنون به واسطة فروش تجهيزات مخابراتي دچار تحريم دولت آمريکا شده‌اند، با اسرائيل هم رابطة تجاري دارند. اما آيا نمايندگي نوکيا بودن در ايران به معني «صهيونيست بودن» است؟ اين روزها که برعکس آن را مي‌شنويم و مخالفين دولت، شرکت‌هاي نمايندة آن را «حامي رژيم ايران» مي‌خوانند.<br />
وصل کردن پيروزي احمدي‌نژاد با قضية برادر انجوي‌نژاد در اين پست وبلاگي نامرتبط، خود قابل توجه است.<br />
به دليل امکان حذف يا تغيير مطالب وبلاگ، نسخه‌اي از آن در سايت وب‌سايتيشن ثبت شده است:<br />
<a href="http://www.webcitation.org/5if8NvJAV" target="_blank">http://www.webcitation.org/5if8NvJAV</a></p>
<h1>ديدگاه جنبش چپ</h1>
<h2>چامسکي و چپ‌گرايان حامي اسرائيل</h2>
<p style="text-align:justify;">چامسکي، استاد دانشگاه MIT آمريکا، يکي از اثرگذارترين منتقدين سياست‌هاي دولت آمريکا، و امپرياليسم در جهان است. نوشته‌هاي او سياستمداران بزرگ آمريکا، از وودر ويلسون گرفته تا بوش، همه را در معرض نقد قرار مي‌دهد و با ديدگاهي آنارشيستي (نافي حاکميت دولت مقتدر) آن‌ها را نفي مي‌کند.<br />
او استادي گران‌قدر، و ناقدي منصف است و ديدگاه‌هاي او در تمام جهان، مطالعه و بررسي مي‌شود و از احترام زيادي برخوردار است. اما آيا او هم‌کيشان خود -يهوديان- و ساکنان ارض موعود هم به راحتي نقد مي‌کند؟ پاسخ کمي پيچيده است، اما به طور خلاصه بايد گفت: خير.<br />
او آنتي‌سميتيزم، يعني ادعاي يهودستيزي بي‌معنا و حاصل نژادپرستي را که مهم‌ترين برچسب يهوديان و اسرائيل به مخالفانشان هست، مي‌پذيرد و هر چند با شعار آزادي بيان از مطرح شدن عقايد تجديدنظرطلبانه در زمينة هولوکاست استقبال مي‌کند، اما واقعيت اين است که او به هولوکاست باور دارد، و موجوديت اسرائيل را به عنوان يک کشور مستقل تأييد مي‌کند.<br />
زدمگ، سايتي که به بيان آراي چپ‌گراياني چون چامسکي اختصاص دارد، از سوي برخي به دريافت حمايت از اسرائيل و مدارا با آن متهم مي‌شود.<br />
نکتة اساسي اين است که يهوديان، علاوه بر مراودات بسيار با گروه‌هيا حامي «امپرياليسم» در جهان، در جنبش چپ نيز نفوذ فراوان دارند. اسرائيل يک کشور «سوسياليستي» است، فرانسه، يکي از حاميان اصلي فرانسه چنين است و رئيس حزب سوسياليست فرانسه، در انتخابات، حتي از سارکوزي يهودي در پشتيباني از اسرائيل پيشي گرفته بود.<br />
و البته اين محدود به چامسکي نيست. اسلاوي ژيژاک، چپ‌گراي اسلوونيايي که به تدريس فلسفه مشغول است، درشت‌گويي‌هاي بسياري در مورد انقلاب اسلامي ايران دارد و به دنبال تئوريزه کردن از بيخ و بن برکندن آن است. برخي از سخنان او در کنفرانس مارکسيسم 2009 در ايران نيز بازتاب يافته است.</p>
<h2>استقبال از به قدرت رسيدن چپ‌ها</h2>
<p style="text-align:justify;">چرخش عظيم شهبازي از احمدي‌نژاد به سوي موسوي، بلافاصله پس از مطرح شدن احتمال کانديدا شدن او رخ داد. شهبازي که اينک پس از ديدن روي کار آمدن دولت‌هاي مختلف، از هم‌اکنون دولتي هم‌عقيده با خود را برسرکار مي‌ديد، بلافاصله به ديدار موسوي رفت، و با شوق و ذوق فراوان، عکس‌هاي ديدار با او را در سايتش منتشر کرد و به تعريف و تمجيد از او پرداخت.<br />
اين ذوق‌زدگي تا به آن‌جا پيش رفت که مطالبي مانند فرقه‌هاي رازآميز دماوند که تاکنون به دليل سطحي بودن، و فقدان مدارک مستند و قابل اعتنا تنها در وبلاگ شخصي او منتشر شده و از انتشار آن‌ها به صورت کتاب کاغذي يا الکترونيکي صرف‌نظر کرده بود، به يک باره جان گرفتند و آن‌ها به سان مستندترين شواهد تاريخي، دستماية نقد اشخاص و جريانات سياسي شدند.<br />
شهبازي دوباره به دنياي «چپ واقعي» برگشت. جايي که هدف، وسيله را توجيه مي‌کند و مي‌توان حدسيات و شبهات را به صورت حقايق مطرح کرد. مي‌توان اشخاص مختلف را به چالش کشيد، زيرا ايدئولوژي تمام اين‌ها را توجيه کرده و مباح دانسته است.</p>
<h1>نقل مطالب متفرقه بدون ذکر ارتباط</h1>
<p style="text-align:justify;">بخشي ديگر از اين مقاله، به نقل مطالب مختلف از آرشيو مقالات و وبلاگ شهبازي اختصاص دارد. از ميان 28 پيوند ذکر شده در متن اين دو مطلب، 14 پيوند آن به مطالب خود اوست و يک پيوند نيز که با توضيحات داده شده در قسمت اول، تا حدود زيادي مي‌توان از خودساخته بودن آن مطمئن بود.<br />
اما نکتة مهم اين‌جاست که بسياري از مطالب ذکر شده، ارتباط مستقيمي با اين قضايا ندارند يا حداقل ارتباطشان در مقاله شرح داده نشده است. به صرف تقريب به ذهن، و شايد هم ترساندن مخاطب، قضاياي به قدرت رسيدن هيتلر و انجمن تئوسوفي، سازمان ضداطلاعاتي بريتانيا، زرسالاران پارسي و بسياري ديگر از وقايع تاريخي مورد اختلاف را در اين مقاله مي‌يابيم، بدون اين‌که پيوندي جز حدس و گمان، ميان اين فرقه‌ها و افراد اشاره شده در مقاله بيابيم. همگان مي‌دانيم که فرقه‌هاي مختلف از يهودي، مسيحي و بهائي و … در ايران فعال بوده و هستند. چه در شيراز که موطن آقاي شهبازي است و چه در نقاط فراوان ديگر کشور. در حقيقت نقطه‌اي نيست که از دسترس اين فرقه‌ها دور مانده باشد.<br />
اما براي متهم کردن يک فرد به اين فرقه‌ها، چيزي وراي تشابه اسم مازندراني «مشاء» با اسم عبري يک روستاي سابقاً يهودي‌نشين در جاي ديگر کشور لازم است.</p>
<h1>چرخش ديدگاه‌ها</h1>
<p style="text-align:justify;">نکتة جالب توجه در آرا و نوشته‌هاي شهبازي، چرخش‌هاي عجيب و غيرقابل تحليل در ديدگاه‌هاي اوست. او که زماني گرايش به چپ و حزب توده داشت، پس از دستگيري بعد از انقلاب، دوباره حزب اللهي شد و مؤسسه پژوهش‌هاي سياسي وابسته به دولت را بنيان گذاشت.<br />
در زمان قدرت 2 خردادي‌ها، حامي خاتمي بود و او را فاضل و فرزانه مي‌خواند و مايه آبروي ايران، در زمان انتخابات سال 84 به يک باره هوادار احمدي‌نژاد شد و البته در سال 88 به پايگاه اصلي خود، يعني چپ بازگشت. او موسوي که از چپ‌گرايان دوآتشه دهه 60 و از حاميان تئوري «جامعة بي‌طبقة توحيدي» بود، را ملجأ آمال و آرزوهاي خود مي‌ديد. کسي که مي‌توانست او را از چالش‌هاي حقوقي با سردار نجفي و شرکاء در مورد زمين‌هاي دارنگون فارس برهاند و او را دوباره به استاد تاريخ‌دان قابل احترام تبديل کند و البته مهم‌تر از آن، به آرزوهاي ايدئولوژيک او جامة عمل بپوشاند.<br />
و اما اگر اين چرخش‌ها را در مقالات او دنبال کنيم، به مطالب جالب‌تري دست خواهيم يافت. او که زماني براي اثبات نظر خود در مورد بهائي بودن «سعيد امامي» به نظر حسين شريعتمداري در مورد دخالت دست‌هاي بيگانه در قتل‌هاي زنجيره‌اي استناد مي‌کرد و آن را مطابق نظر رهبري نيز مي‌دانست، اکنون به صراحت اين نويسنده و خبرنگار اهل دماوند را به فرقه‌هاي رازآميز دماوندي منتسب مي‌داند.<br />
نکتة مهم در اين ميان، آن است که شهبازي براي اثبات حرف‌هاي امروز خود، به نوشته‌هاي گذشته خود استناد مي‌کند. سؤال اين‌جاست که اگر ايشان به تمامي تفکرات گذشته و لوازم آن پاي‌بند هستند، بايد امروز هم به نتايج مشابهي برسند. چه عاملي موجب شده که نتايج تفکر ديروزشان با عقايد امروزشان متفاوت باشد؟ با توجه به شواهد مختل، چيزي جز «شرايط زمانه» پاسخ اين سؤال نيست.</p>
<h1>طردشدگان کابينه</h1>
<p style="text-align:justify;">شهبازي، مهم‌ترين مشکلات کابينه را به افرادي که توسط عده‌اي از سياسيتمداران بانفوذ به احمد‌نژاد تحميل شده بودند، مي‌دانست و پس از برکناري پورمحمدي، راه را براي «اصلاح» و مقابله با مافياي اقتصادي و سياسي هموار مي‌ديد. اما اکنون که آخرين عضو اين مجموعه از ديدگاه شهبازي، يعني اژه‌اي کنار مي‌رود، شهبازي ترس خود را از کنار گذاشته شدن اين افراد به خاطر مخالفت با مشائي و به کارگيري آن‌ها در دولت موسوي (که عنقريب در راه است) ابراز مي‌کند!</p>
<h1>استفاده از سايت‌هاي زرد</h1>
<p style="text-align:justify;">در ميان مطالبي که شهبازي به آن‌ها استناد کرده، خبرهاي مختلف با چسب «سايت‌هاي زرد» به هم پيوند خورده‌اند. به طور مثال، در سايت جهان‌نيوز، هيچ جا از «مشائي» به عنوان کسي که با پارسيان هند مرتبط است، اسمي نمي‌بينيم، اما با استناد به سايت بي‌نام و نشان «ملت نيوز» و سپس «کدوم دات کام»، اين پيوند برقرار مي‌شود و مشائي در زير تيغ انتقادات شهبازي قرار مي‌گيرد.</p>
<h1>نکات باقي‌مانده</h1>
<p style="text-align:justify;">بحث‌هاي مختلفي در مورد ادعاهاي موسوي باقي مانده است که صاحب نظران زمينه‌هاي مرتبط با آن‌ها بايد در موردشان اظهار نظر کنند. از اتهام «انجمن حجتيه‌اي» بودن به آيت الله مصباح و شاگردانش که براي چسباندن انتقادات امام از انجمن حجتيه (و در اين متن جليلي و …) به آن‌ها استفاده شده است گرفته تا نظرات او در مورد وزارت اطلات و سرويس‌هاي اطلاعاتي کشورهاي ديگر، و نيز وقايع دهة 30 اروپا.<br />
برخي از اين ادعاها، قسمتي از حقيقت را دربردارند، هر چند بخش مطابق با داستان‌پردازي‌هاي چپ و نزديک به تبليغات کمونيستي هم در آن زياد يافت مي‌شود. اين‌جاست که بايد بخش‌هاي مختلف اين مطلب مورد نقد جدي قرار بگيرند. حتي با وجود عدم توانايي دلايل و مستندات ارائه شده از سوي شهبازي براي رسيدن به نتيجة اصلي، يعني تخطئة گروه مقابلش، نقد اين آراء، ضرورتي جدي است که بايد مد نظر قرار گيرد. عدم نقد صريح و دقيق آراي شهبازي، او را به جايي رسانده است که در جاي جاي مطلب، به خود استناد مي‌کند تا حرفش را اثبات کند و به کرسي بنشاند.</p>
<h1>نکات پاياني</h1>
<p style="text-align:justify;">حاج منصور ارضي گفته است که احمدي‌نژاد نهايتاً مکروهي را مرتکب شده است، اما در مقابل، برخي به راحتي مرتکب حرام مي‌شوند. درست است که احمدي‌نژاد بايد زودتر از اين، در قبال مشائي و نظر رهبري عکس العمل نشان مي‌داد، اما در هر صورت، او را «بر خلاف ميل خود« برکنار کرده است و اين همان تبعيت از رهبري است. به گفتة استاد رحيم‌پور ازغدي، «ولايت‌پذيري زماني اثبات مي شود که با وجود تفاوت ديدگاه، تابع باشيم». در اين صورت، کار احمدي‌نژاد عين تبعيت از ولايت بوده و انتقاد بيش از حد و در منگنه قرار دادن او، چيزي جز خواست مخالفين ولايت نيست. باز هم به ياد بياوريم که پس از اين ماجرا، رهبري خواستار خاتمة موضوع شد، اما مدعيان ولايت‌مداري، هر روز ماجرا را گسترده‌تر مي‌کنند و به ابعاد آن مي‌افزايند.<br />
نکتة ديگر اين‌جاست که اگر به سخن رهبري و فرمان او براي برکناري مشائي دقت کنيم، بحث اساسي اين بوده که ديد مذهبي‌ها و هواداران احمدي‌نژاد نسبت به مشائي، با توجه به سم‌پاشي‌هاي طولاني مدت بر عليه او، منفي است و منصوب کردن او به معاون اولي، احساس يأس را در ميان آن‌ها خواهد گسترد. در هيچ کجاي نامه، برخلاف تصور برخي، انتقاد و زير سؤال بردن مشائي را نمي‌بينيم.<br />
جرم کفر و ارتداد، جرم بزرگي است و نسبت دادن آن بدون دليل هم جرمي بزرگ و نابخشودني. کسي که به خود جرأت مي‌دهد که بدون دليل اين تهمت را به ديگران نسبت دهد، آيا خواهد توانست در برابر قانون اين اتهامش را ثابت کند؟ البته با اين دلايلي که آقاي شهبازي در چنين مجموعه‌اي جمع‌آوري کرده است، چنيني چيزي ممکن نيست. مگر اين‌که دلايل ديگري باشد که تاکنون مطرح نشده است.<br />
آخرين سخن اين‌که: حتي اگر اثبات شود که مشائي، گرايشاتي به انجمن حجتيه داشته است، اين سبب نمي‌شود که او را يهودي، بهائي و عضو فرقه‌هاي رازآميز بدانيم. اگر گرايش به انجمن حجتيه در مشائي حدس زده مي‌شود و محتمل است، پدر ابطحي، رئيس دفتر خاتمي و مشاور او، به خاطر ادعاي ارتباط با امام زمان دستگير شده است. آيا بهتر نيست به جاي اظهار نظر بر اساس حدسيات، بر واقعيات تکيه کنيم؟<br />
متن را با آيه‌اي از کلام الله مجيد به پايان مي‌برم:<br />
<strong> وَمَا يتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيئًا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يفْعَلُونَ</strong> (سورة يونس، آية 36)<br />
و بيشترشان جز از گمان پيروي نمي‌کنند [ولي] گمان به هيچ وجه [آدمي را] از حقيقت بي‌نياز نمي‌گرداند؛ آري خدا به آنچه مي‌کنند داناست.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/shahbazicritic.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/shahbazicritic.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/shahbazicritic.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/shahbazicritic.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/shahbazicritic.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/shahbazicritic.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/shahbazicritic.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/shahbazicritic.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/shahbazicritic.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/shahbazicritic.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/shahbazicritic.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/shahbazicritic.wordpress.com/3/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/shahbazicritic.wordpress.com/3/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/shahbazicritic.wordpress.com/3/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=shahbazicritic.wordpress.com&amp;blog=8817806&amp;post=3&amp;subd=shahbazicritic&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://shahbazicritic.wordpress.com/2009/07/31/mashaei/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/28e9c75554ff554e7c76f51a435df002?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">hossein</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://shahbazicritic.wordpress.com/wp-includes/images/crystal/document.png" medium="image">
			<media:title type="html">نسخه PDF پرونده‌ای برای مشائی</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
